| این استقلال مظلوم درست در روزهایی که استقلال به آرامش نیاز داشت، دست اندرکاران باشگاههای دولتی و صنعتی- که در قیاس با باشگاههای مردمی نظیر استقلال و پیروزی حتی یک صدم هم هوادار ندارند - در فدراسیون ( که قبلا آنگاه که ذوب آهن با پرسپولیس بازی داشت و ماجرای تعویق بازی با داماش و سایر مواردی که نیاز به تکرار آنها نیست مراتب ارادت خود را به قهرمانی این تیم نشان داده بودند) از یک سو و از سویی دیگر ورشکستگان و ناجوانمردانی چون زرینچه و نوازی و ..... و از همه مهمتر همین مافیایی رسانه ای همه و همه به جان استقلال افتادند تا قهرمانی را از آبی پوشان بگیرند.
حوادث به گونه ای پیش رفت که متعصبترین هواداران استقلال هم بازی خورده هم در این روزهای آخر با تاختن به این پیکر نحیف استقلال با هدف گرفتن کادر فنی و در راس آن امیر قلعه نویی که با شکستن تمامی رکوردهای ممکن در سطح لیگ میرفت تا حماسه ای تکرار ناشدنی خلق کند را از پا انداختند. قصد دفاع از قلعه نویی را ندارم. و همه شما میدانید که انتقاد های بیشماری بر او وارد کردهام. اما خوانندگان محترم بهتر از من میدانند که انسانی که تمرکز نداشته باشد قادر به تفکر نیست و هر تصمیمی که میگیرد اشتباه است. ولی آیا برای کادر فنی استقلال و بازیکنان جایی برای تمرکز باقی ماند؟
برنامه ریزی 3 روز یک بازی در لیگ ایران برای تیمی که درکورس قهرمانی است و در لیگ آسیا نیز باید بطور فشرده بازی کند در سالهای گذشته هم سابقه داشته است با آنچه که در زمان سپاهان در لیگ قهرمانان بازی می کرد یکسان است . آن روزها بازی ها ی سپاهان در لیگ متوقف می شد تا خدای ناکرده چشم زخمی به سوگلیهای های اصفهانی وارد نشود؟ یا برای هر بازی تیم ملی 3 هفته بازیها را تعطیل کردند و انسجام تیمی استقلال و پرسپولیس را در هم ریختند تا تیم های سوگلی بتوانند به هدفشان برسند. روزنامه های 3 هفته اخیر را بخوانید. هر صفحه را که باز کنید به قلم هر کسی که قصد داشت به استقلال بتازد مقاله و تحلیل چاپ شده است. همین دیروز و قبل از بازی با سایپا مقاله ای را یکی از هواداران پروپا قرص استقلال روی سایت ارسال کرده بود به نقل از روزنامه وطن امروز. این مثال را بعنوان مشت نمونه خروار نقل می کنم. اما آیا ماهیت روزنامه وطن امروز بر ما پوشیده است؟ اگر پوشیده است باید برایمان درس عبرتی باشد تا درست در ساعات و روزهایی که نیاز به همدلی و حمایت از تیم محبوبمان است با هر صدایی همنوا نشویم و با دست خود تیشه بر زخمای ریشمان نزنیم. برای آنکه ماهیت روزنامه وطن امروز بر همه هواداران صدیق استقلال روشن شود به خلاصه ای از نوشته " آرش محبی" در روزنامه مردمسالاری توجه فرمایید. " خبرگزاري فارس به نقل از يک منبع آگاه اعلا م کرد که روزنامه وطن امروز به مدير مسوولي مهرداد بذرپاش جوان اول دولت نهم از اول مهر ماه منتشر مي شود. مهرداد بذرپاش مدير عامل شرکت سايپا و مشاور جوان رئيس جمهور قصد دارد روزنامه اي متفاوت با ساير روزنامه ها منتشر کند. البته در اين موضوع مناقشه اي نيست زيرا مطبوعات وابسته به جريان دولت نهم از انواع اينترنتي و کاغذي تاکنون نيز رويه اي متفاوت و غيرمعمول با ساير نشريات داشته اند. انتشار روزنامه وطن امروز نيز به چند لحاظ سوال برانگيز و قابل تامل است. اولا منابع مالي اين روزنامه از کجا تامين مي شود؟ آيا مدير عامل سايپا قصد دارد از منابع مالي اين شرکت روزنامه وطن امروز را منتشر کند؟ در صورت پاسخ مثبت به اين دو سوال، اين سوال مطرح مي شود که آيا بذرپاش حق دارد از منابع مالي يک شرکت دولتي نشريه اي را با اهداف شخصي راه اندازي کند؟ " بلی دوستان این مقاله در روزنامه ای چاپ می شود که متعلق به سایپا است و درست در روزی که سایپا با استقلال بازی دارد نویسنده این روزنامه سعی در نابود کردن استقلال دارد و در راستای خدمت به مدیریت باشگاههای صنعتی ، قلعه نویی را هدف می گیرد و من هوادار دو آتشه که مثلا طرفدار یک سرمربی دیگر بغیر از قلعه نویی بوده ام با دست خودم خنجر های تیز را با تمامی وجودم بر پیکر استقلال می کوبم. و آنرا در میان استقلالیان پراکنده می کنم .آیا ما لیاقت قهرمانی داریم؟
در قرن بیست و یکم یعنی قرن انفجار اطلاعات ما از کوچکترین استراتژی و دانش رسانه ای بی اطلاعیم. اگر تیمهایی در دنیا مطرح هستند برای آن که وجودی یکپارچه را ساخته اند میتوانند سری میان سرها داشته باشند. از مدیریت تیم تا هواداران سازمان یافته. مطرح کردن تبانی در زیر پوشش دعوای ناصر و امیر و مظلومی و .... درست درروز سی و یکم یعنی سه روز مانده به پایان مسابقات و خالی ماندن بیش از دو سوم صندلی ها در حساسترین دقایقی که تیم به ما نیاز دارد؛ کار انسانهای عاقل است. آیا ما لیاقت قهرمانی داریم؟ شاهنامه را هم که بخوانی تا آنجا که رستم سمبل اتحاد ملی محبوب مردم است و همه باهم متحدند حتی اسفندیار رویین تن هم نمی تواند این اتحاد را بشکند و او را شکست دهد اما رستم و اتحاد ملی آنجایی درهم می شکند که "شغاد" برادر رستم با تزویر چاهی در سر راه رستم می کند و رستم با رخش در آن چاه می افتد. اما تراژدی همینجا به پایان نمی رسد. رستم با همان تن مجروحش شغاد را با درختی که در پشت آن سنگر گرفته است بهم میدوزد یعنی آنکه سزای خیانکاران مرگ است همانگونه امروز امثال زرینچه ها از صفحه فوتبال و خاطره استقلالیان محو ونابود شدند. با هر صدایی همنوا نشویم. تا باور نکنیم که اتحاد ویکپارچگی رمز پیروزی است هرگز پیروز نخواهیم شد. باشد تا برایمان درس عبرت تازه ای باشد. به هر روی قهرمانی استقلال به معجزه بیشتر شباهت دارد تا واقعیت ولی آیا در آخرین لحظات خداوند حق را بر کرسی می نشاند. باید امیدوار بود حتی تا آخرین ثانیه ها. همانگونه که سال گذشته و دردقیقه 96 با آن گلی که یک اصفهانی در درون دروازه سپاهان کاشت و حق به حقدار رسید ؟ محسن سلیمانی آ ل |
__._,_.___
No comments:
Post a Comment