ba salam be hame abi delan va pak delan
man tarafdare morabi khasi nistam ama be deghat be masaye ke gofte shode be chand nokte bayad tavajoh kard.tamame kasani ke in tabani ra tayeed mikonan goftan ma ke nemidonestim ya dir fahmidim ke tabanie ma say kardim behtarin bazimono bokonim ma khaili khob bodim man ye gol zadam man joloye golo gereftam masalan aghaye akbarpoor mige hey az kenar zamin dad mizadan naro jolo ina morabi baadian age tedade mahdodi az bazikona midonestan aghl hokm mikone kenar zamin hey dad nazani man morabie badiam ... badesham ba tamome in dada bazam aghaye zarinche nafahmidan.dar harf haye aghaye zarinch tanaghoz hast ishon migan man dir tabaniro fahmidam yani ye morabi inghadr mitone bikhial bashe ke nafahme to timesh chi migzare yani nime aval nafahmide bod che khabare? chera bazikonayee ke rah miraftan taviz nashodan? chera beheshon hoshdar nadadeh bood? az tarafi tanaghoz sohbateshon ine ke to mosahebe 22 goftan ke man montazere zamane monaseb bodam manzor az zaman monaseb yani vaghti ke esteghlal to sharayete hasase baadam in goshzade tabaniro enteghad moarefi mikone. belfarz ke in pishnahad tabani dade shode bazikonayee in neshon az esteghlali asil nabodan onn bazikona dare age ye divoone bege khodet bendaz too chah bayad bendazi kasi ke ghabol mikone be marateb jormesh sangin tare . in aghaye navazi ke msahebe kardan harki nadone hame midonan ke ta 1000 toman polesh mioftad farda zahmate rah raftan to zaminam be khodesh nemidad . man nemigam ghalenoyee bi gonahe ya tabani nabode be har hal ishonam bara khodesh kasava band hayee ro dare ama ba in footbal emrooz in masayel ejtenab pazire va ba in bahsa tanha kasi ke zarar mikone ma havadara va time esteghlale ke momkene ghahremanie ligro ham az dast bedim
ama chizi ke moshakhase age aghaye ghalenooyee betone movafaghiat kasb kone jaygahesh tasbit va ghavitar mishe va in ghazie khailiaro mitarsone va vadar be asolamal mikone
be omid movafaghiat time azizemon esteghlal dar har 3 jam
--- In
EsteghlalBlue@ yahoogroups. com, Mehrdad Kiani <mehrdad.kiani@ ...> wrote:
>
> ba salam be hame
> in matlab gerd avari shode az roozname ha ast va man hich dakhl o tasarofi nakardeam va be kasi tohin nakardeam va har che boode az zabane zahmatkeshane ghadim o jadide esteghlal boode ast. bekhanid. ghezavat ba shoma havadaran.
>
>
>
> برای
> آگاهی از همه حقایق، مصاحبه های جواد زرینچه
> (27 اسفند با خبرگزاری فارس، 19 فروردین روزنامه خبر ورزشی ،19 فروردین خبرگزاری
> فوتبال ایران، 20 فروردین شبکه خبر صدا و سیما و 22 فروردین ابرار ورزشی)، مصاحبه های
> محمد نوازی (18 فروردین خبرگزاری فوتبال
> ایران و 19 فروردین روزنامه خبر ورزشی)، مصاحبه ستار
> همدانی (20 فروردین روزنامه گل)، مصاحبه علیرضا
> اکبرپور (20 فروردین روزنامه گل)، مصاحبه مسعود
> قاسمی (22 فروردین روزنامه توپ ورزشی) و مصاحبه علیرضا رضایی، بازیکن تیم استقلال اهواز (22
> فروردین، روزنامه خبر ورزشی) را بخوانید.
>
> تعداد
> رسوا کنندگان تبانی قلعه نویی تا این لحظه به شش نفر افزایش یافته است. آیا همه
> دروغ می گویند؟
>
>
>
> رسوایی پس از هفت سال ؟!
>
> قلعه نویی و تبانی برای عدم سقوط استقلال اهواز
>
> شاهدان از راه میرسند
>
> ناگفتههایی از زبان جواد زرینچه، محمد نوازی، علیرضا اکبرپور، ستار
> همدانی،
>
> علیرضا رضایی و مسعود قاسمی
>
> ____________ _________ _________ _________ _________ _________ _
>
> در طول تاریخ پروندههای
> تاریک و پرشائبه بیشماری بوده و هنوز هم هست که کسی نتوانسته برای سرانجام دادن
> به آنها دلیل و مدرک کافی جمعآوری کند. برخی از پروندهها هم به دلیل نداشتن شاکی
> مختومه اعلام شده و دیگر کسی سراغشان نرفته است، اما در همین حال بود، پروندههایی
> که پس از گذشت سالها خاک خوردن رو شده و متهمانش هم به جرایم مختلف محکوم شدهاند.
> مدتهاست كه حرف و حديثهاي مربوط به هرگونه تخلف در فوتبال ايران به سرعت با
> واكنش تكذيبي و تقبيحي آقايان روبهرو ميشود. براي روشن شدن آنچه در حوزه پيوستن
> رامين محرمنژاد به استقلال پس از آن اشتباه وحشتناكش در اواخر ليگ چهارم رخ داد،
> صرفا بايد منتظر كنايههاي حجازي به قلعهنويي بمانيم، وگرنه از دوستان مسوول، كسي
> در اين زمينه پاسخگو نيست. بازیکنی که با پیراهن شموشک مقابل استقلال تهران قرار
> گرفت اما اشتباه بسیار عجیبی را مرتکب شد تا شاگردان قلعه نویی به گل برسند.
> بلافاصله پس از این مسابقه، زمزمه هایی مبنی بر تبانی میان او و استقلالی ها شنیده
> شد که با پیوستن او در فصل بعد به جمع آبی پوشان، این زمزمه ها افزایش یافت. اشتباه
> پشت اشتباه رخ ميدهد، اما همه اين پلشتيها در پروسه مالهكشي دوستان پنهان ميماند
> و وانمود ميشود كه ما خيلي پاكيم. اما اين روزها لرزه بر اندام ديكتاتوري مالهكشها
> افتاده است. آنها كه خواسته يا ناخواسته از فوتبال ايران قديس ساخته بودند و بيمحابا
> آن را از هرگونه سياهي و اشكالي مبرا ميدانستند، امروز پاسخي براي برملا شدن
> ماجراي تباني استقلال تهران و استقلال اهواز در ليگ دوم حرفهاي ندارند.
>
> پرونده موردنظر این گزارش
> را هم جواد زرینچه رو کرد. ماجرا از باخت استقلال به الاتحاد و انتقاد جواد زرینچه
> به تعویض امیر قلعهنویی شروع شد و جایی این اقدام قلعه نویی را حرکتی اشتباه و
> تصمیمی در جهت تضعیف استقلال دانست. امیر قلعهنویی هم پس از شنیدن این اظهارنظر در
> برنامه نود خطاب به زرینچه گفت که آقایان هر وقت تیمشان را به لیگ برتر آوردند در
> مورد تیم استقلال صحبت کنند. اما زرینچه که شنیدن این حرف برایش گران تمام شده بود
> از کوره در رفت و گفت که در بازی استقلالاهواز- استقلال تهران در چارچوب هفته بیستوپنجم
> لیگ برتر دوم این امیر قلعهنویی بوده که به خاطر رهایی از سقوط به دسته پایینتر
> از او و همتیمیهایش خواسته که با آنها تبانی کنند و به استقلالاهواز ببازند.
>
> زرینچه در مصاحبه روز 27
> اسفند 1387 با خبرگزاری فارس در جواب قلعه نویی گفت: مگر امیر قلعه نویی چه کارنامه
> ای دارد که به آن میبالد؟ قلعه نویی یادش رفته که اگر
> من به او راه نمیدادم با تیم استقلال اهواز سقوط میکرد. این کشمکش غیرمستقیم قلعه
> نویی و زرینچه با شروع تعطیلات نوروزی به دست فراموشی سپرده شد تا اینکه سه هفته
> بعد، مایلی کهن این صحبتهای جواد زرینچه را در کنفرانس خبری پس از بازی سایپا
> برابر استقلال اهواز دوباره عنوان کرد. پخش قسمتهایی از این کنفرانس مطبوعاتی در
> برنامه نود مورخ دوشنبه 17 فروردین 1388 بازتاب وسیعی داشت. عنوان شدن این ماجرا
> همانا و باز شدن پرونده «بودار» آن بازی پرسروصدا همان.
>
> سه شنبه 18 فروردین1388،
> خبرگزاری فوتبال ایران نوشت: محمد نوازی بازیکن سابق استقلال اظهارات محمد مایلیکهن
> و جواد زرینچه را که گفته بودند قلعهنویی برای حفظ استقلال اهواز در لیگ برتر با
> بازیکنان استقلال تهران تبانی کرده بود تایید کرد.نوازی که در آن بازی 60 دقیقه در ترکیب حضور داشت با اشاره به این
> موضوع گفت: «در آن زمان که قلعهنویی سرمربی استقلال اهواز بود این تیم خطر سقوط
> را احساس میکرد ولی قلعهنویی سه امتیاز از استقلال تهران گرفت و این برد نقش
> مهمی در سقوط نکردن استقلال اهواز داشت. او قبل از بازی با تمامی بازیکنان استقلال
> تهران تبانی کرد و حتی به خود من گفت که به عنوان یک بچهمحل با تیم او مدارا کنم.
> تمامی بازیکنان در این مسابقه بازی همیشگی خود را به نمایش نگذاشتند و قلعهنویی
> با تبانی استقلال را برد.
>
> نوازی این اظهارات را در روزنامه خبر ورزشی مورخ 19 فروردین 1388 نیز
> تکرار کرد. وی در این مصاحبه گفت: قلعه نویی که خیلی به من لطف دارد. من آنقدر
> درباره او حرف دارم که میتوان با آنها یک کتاب نوشت. اما ترجیح میدهم سکوت کنم.
> البته من قلعه نویی را بعنوان یک استقلالی نمیشناسم. زیرا او شاهینی است.
>
> جواد زرینچه چهارشنبه 19 فروردین هم با خبرگزاری فوتبال ایران مصاحبه
> کرد و گفت: در
> لیگ آن سال استقلال تهران نه خطر سقوط را احساس میکرد نه شانس قهرمانی داشت. از
> طرفی استقلالاهواز باید از دو بازی حداکثر امتیاز را میگرفت تا در لیگبرتر میماند
> و همین مسئله باعث شد تا استقلال خیلی راحت شکست بخورد. امتیازات آن بازی اهمیتی
> برای استقلال تهران نداشت.
>
> وی ادامه میدهد: «آن زمان
> کخ پس از پیشآمدن سناریویی که همه میدانند رفته بود و من و پورحیدری هدایت
> استقلال تهران را برعهده داشتیم.
> نمیتوانم با
> صراحت حرف بزنم. در ضمن فکر میکنم فوتبالیها همه چیز را بدانند ولی مدتها بعد
> فهمیدم که در فوتبال تبانی هم وجود دارد.»
>
> زرینچه در پاسخ به این
> سئوال که آیا بعد از بازی با بازیکنان برخورد نکردید میگوید: «همانطور که گفتم
> مدتها بعد این موضوع را فهمیدم و استقلالاهواز در زمین مسابقه خیلی راحت ما را
> شکست داد. بازیکنان ما در زمین راه رفتند تا حریف خیلی راحت سه امتیاز را بگیرد.
>
> اگرچه منصور پورحیدری بلافاصله این ادعای زرینچه و نوازی را رد کرد،
> اما به نظر میرسد قلعه نویی برای پیاده کردن پروژه خود نیازی به در جریان گذاشتن
> منصور پورحیدری نداشته و با دخیل کردن چند بازیکن کار را یکسره کرده است.
>
> جواد زرینچه، روز 20
> فروردین 1388 نیز در گفتگو با شبکه خبر گفت: سال 81، مربی استقلال بودم و استقلال
> اهواز که امیر قلعه نویی را به عنوان سرمربی داشت، شرایط سختی داشت و باید از دو
> بازی، چهار امتیاز میگرفت. سرمربی
> تیم فوتبال آلومینیوم اراک گفت: "استقلال"، قهرمانی را از دست داده بود
> و برای استقلالیها دهم یا یازدهم شدن فرقی نمیکرد؛ بر این اساس و به علت اینکه
> استقلال اهواز همنام ما بود، برای این بازی، حساسیت زیادی نداشتیم. بازیکن سابق
> استقلال تهران گفت: در آن بازی، یکی از بازیکنان ما از دقیقه 20 خود را به مصدومیت
> زد و دیگر به بازی ادامه نداد و برخی از بازیکنان استقلال هم در زمین فقط راه
> رفتند. سرمربی تیم فوتبال آلومینیوم اراک تصریح کرد: اصلاً مسائل مالی وجود نداشت
> و فقط به علت رفاقت، حساسیتی که باید برای بازی از خود نشان میدادیم، وجود نداشت.
>
> علیرضا اکبرپور بازیکن با اخلاق استقلال نیز در مصاحبه با روزنامه گل
> مورخ 20 فروردین 1388 گفت: از لب خط میگفتند اینها مربی استقلال میشوند، پس نفوذ نکن. زننده تک گل استقلال در مصاف این تیم
> برابر استقلال اهواز در لیگ برتر به نوعی تمام حرفهای زرینچه و محمد نوازی در
> مورد تبانی این دو تیم با یکدیگر را تایید کرد. علیرضا اکبرپور که وجدانش را بابت
> آن دیدار راحت میدانست برخی از ناگفتههای هفت سال پیش را که سالها بر روی دلش
> سنگینی میکرد مطرح کرد. وی گفت: والا در آن بازی یک مسایلی بود... مثلا وقتی من
> گل زدم در آخر به من گفتند چرا گل زدی؟ اتفاقا همان گل هم بعدها برایم مشکل ساز
> شد. اما کادر فنی خودمان اصلا دخالتی در آن کارها نداشت. بلکه کادر فنی حریف بود که...
> آنها قبل از بازی آمده بودند و گفتند که بازی همیشگیتان را نکنید. اما من کار
> خودم را کردم. اما پس از بازی آنها میگفتند ما که سال آینده میآییم استقلال پس
> چرا به تیم ما گل زدی و از این طریق مرا تهدید میکردند. فقط جالب است بدانید من
> هر بار لب خط پا به توپ میشدم و جلو میکشیدم از بیرون زمین سرم داد میکشیدند که
> جلو نرو... برگرد... الان نمیخواهم اسم ببرم که چه کسانی این حرفها را به من میزدند،
> اما پس از آنکه سال بعد همان آقایان به استقلال آمدند من دیگر بازی نکردم و فقط در
> 20 دقیقههای آخر تعویض میشدم و یا سکونشین بودم. پس از دو سه سال هم کلاً
> فوتبالم را خراب کردند و از سطح اول حذف شدم، اما پیش وجدان خودم راحت هستم که به کسی
> باج ندادهام و کار خودم را کردهام. همان زمان اگر کسی سوال میکرد به او میگفتم.
> خیلی هم کاملتر حرف میزدم، اما الان نمیخواهم زیاد موضوع را باز کنم، چون شش،
> هفت سال از آن اتفاق گذشته و این حرفها را جایی روی کاغذ ننوشته بودند و همه چیز
> به صورت حرف و سرپایی مطرح شده بود. ممکن است آقایان همه چیز را تکذیب کنند. من هم
> نمیخواهم روی خودم را به خاطر هیچ و پوچ در روی کسی باز کنم، اما مطمئن باشید که
> تعدادی از نفرات تیم ما به استقلال اهواز راه دادند. فیلم بازی هم موجود است و میتوانید
> صد بار آن را ببینید که من با تمام وجود در آن بازی کار کردم و فکر چنین روزهایی
> را میکردم. حالا بیشتر از این نمیخواهم در مورد آن بازی حرف بزنم. بگذارید ممکن
> است آنهایی مطرح شوند که به خاطر مطرح شدن دست به هر کاری میزنند. من وجدانم راحت
> است و این بیشتر از مطرح شدن برایم ارزش دارد.
>
> اما ستار همدانی نیز با تایید تبانی آن را به باندی نسبت میدهد که
> حدود سه سال قبل از این تبانی، ناصر حجازی را در بازی با سایپا خراب کرده بودند.
> اشاره وی به خود جواد زرینچه و همراهان وی است که کم کاری آنها در بازی با سایپا
> برای اخراج حجازی توسط چند تن از بازیکنان تیم سایپا از جمله بهنام ابوالقاسم پور
> به صراحت و در یک ویژه برنامه تلوزیونی بیان شده بود.
>
> ستار همدانی نیز در مصاحبه
> با روزنامه گل (20 فروردین 1388) این ادعا
> را مرتبط به مطرح کننده اصلی این بحث (جواد زرینچه) و باند او دانسته است. ستار
> همدانی استدلالهای جالبی داشت که ثابت میکرد چنین اتفاقی رخداده اما تنها میان
> تعدادی خاص از بازیکنان تیم این کار صورت گرفته است. وی میگوید: چند ماه بعد بود که من از این موضوع خبردار شدم و به گوشم
> خورد که در آن بازی برخی از افراد کار همیشگیشان را انجام ندادهاند. این تبانی کار
> گروهی بود که پیشتر هم در دوران سرمربیگری آقای حجازی در استقلال اقدام به انجام
> چنین کاری کرده بودند و اینجا نمیخواهم درباره اسامی آنها حرفی به میان بیاورم. اما من هرگز اجازه ندادهام که در مورد حرفهام کسی چنین پیشنهادی به من بکند و
> اگر هم کسی چنین خواستهای را مطرح کرده به گونهای جواب دادهام که خودشان از کردهشان
> پشیمان شدهاند و خجالت کشیدهاند. پیش از آن بازی هم کسی سراغ من نیامد. چون من
> آدم کمفروشی نیستم و نان را به نرخ روز نمیخورم. دوست ندارم با این قبیل کارها پیشرفت
> کنم و معتقدم هر کس باید نان بازویش را بخورد و به این خاطر که در فلان تیم از
> فلان فرد امتیاز بگیرم و یار ثابت آن تیم شوم هرگز اقدام به چنین کاری نمیکنم.
> اتفاقا در آن بازی هم بازی خوبی ارایه کردم. بهطور مثال علیرضا اکبرپور هم در آن
> دیدار یکی از بهترین بازیهایش را ارایه کرد اما نمیدانم دیگران چطور توانستهاند
> چنین کاری را با استقلال بکنند و اسم خودشان را هم استقلالی متعصب بگذارند. هرکسی که
> در این امر دست داشته متضرر شده است. اگر این افراد قصد کمک و خدمت کردن به تیم
> استقلال اهواز و طرفدارانش را داشتند که نباید هرگز آن را مطرح و رو میکردند. اگر
> هم قصدشان باج دادن به امیر قلعهنویی بوده که قرار بود فصل بعد سرمربی استقلال
> تهران شود که باز هم خودشان را ضایع کردهاند و علنا گفتهاند که ما با این قبیل کارها
> در استقلال ماندیم و نان را به نرخ روز میخوریم. البته با این حرفها قصد حمایت
> از امیر قلعهنویی را ندارم. چنان که همه میدانند بیشتر از هر استقلالی در این تیم
> من از سوی امیر قلعهنویی ضربه خوردهام و آن را هم پای بیسیاستی خودم در برخی
> مسایل میگذارم که اصلا به آن کاری ندارم.
>
> آنهایی که این کارها را
> انجام میدهند به هر نحوی چه طرف پیشنهاد کننده چه طرف مقابل که آن را میپذیرد شیطانصفت
> هستند.
>
> در این پرونده پای رمضانی،
> سرپرست وقت استقلال اهواز هم باز شد. وی كه به ظاهر قصد داشت در مورد آن ماجرا و
> تكذيب آن حرف بزند پس از گرم شدن و غرق شدن در مصاحبه كمكم پرده ديگري از تباني
> در آن فصل را هم كنار زد و كار جواد زرينچه را ادامه داد.
> او كه به شدت
> از ماجراهاي رخداده ناراحت بود به يكباره گفت: «اگر امير قلعهنويي و مجموعه
> استقلال اهواز كه خود من هم جزي از آن بودم قصد تباني داشتيم، پيشنهاد اغواكننده
> ملوان در آخرين بازي ليگ چند سال پيش را ميپذيرفتيم. او همچنين اضافه ميكند كه:
> «ضمن اينكه اگر قلعهنويي اهل تباني بود پس چرا سال بعد از آنكه سرمربي استقلال
> تهران(!) شد در اهواز دو بر صفر مغلوب همنام اهوازي خود شد؟» كه البته اگر آن
> تباني صحت داشته باشد دقيقا همين اتفاقات بايد رخ ميداده است كه امير قلعهنويي
> در فصل سوم سرمربي استقلال شود و در همان فصل هم به تيم سابقش راه دهد.
>
> یکی دیگر از اعضای تیم
> استقلال اهواز نیز در این رابطه به این شکل اظهار نظر نمود. علیرضا رضایی (برادر
> بزرگتر غلامرضا رضایی) در آن سال یکی از بازیکنان تاثیرگذار استقلال اهواز بود که
> در سالهای آخر بازیگری خود به سر می برد و به تیم ملی هم دعوت شد. وی در مصاحبه با
> روزنامه خبر ورزشی مورخ 22 فروردین 1388 می گوید: شش سال انتظار کشیدم تا امروز.
> روزی که حقایق در مورد قلعه نویی گفته شود. آدمی که ادعای معرفت و لوطی گری و مشتی
> گری دارد. ولی در عمل اینطور نیست. خدا جای حق نشسته و مشت آدمها بالاخره روزی باز
> می شود. وی قبل از اشاره به قضیه تبانی به قضیه دیگری اشاره می کند و می گوید در
> آن بازی به یاد دارم اطرافیان همیشگی قلعه نویی کاغذی در یک بازوبند پیچیده و به
> بازوی من بستند تا طلسم بشکنم! به خدا ایشان به این چیزها اعتقاد دارد. وی می
> گوید: اثبات تبانی ساده نیست. ولی من می گویم مشکوک بود. خیلی. حرکات آنها. بعضی
> هایشان قدم می زدند و برای تصاحب توپ هیچ تلاشی نمی کردند. وقتی ما گل اول را
> زدیم، آنها حمله کردند. گل دوم را هم زدیم. در صحنه ای علیرضا اکبرپور با گلر ما
> درگیر شد و رو به ما گفت: ما که داریم شل بازی می کنیم، دیگه چرا ما را می زنید؟!.
>
> جواد زرینچه پس از آگاهی از
> احتما شکایت امیر قلعه نویی، در مصاحبه با روزنامه ابرار ورزشی مورخ 22 فروردین
> 1388 می گوید: اگر قلعه نویی شکایت کند، همه چیز را می گویم.آقاى قلعه نويى در اين مورد آزاد هستند. من
> مشكلى با شكايت ايشان ندارم. آن زمان من مسئول استقلال
> بودم الان هم جواب ادعايم را مى دهم.
> اتفاقاً مقابل شكايت قلعه نويى
> حرف هاى زيادى هم براى گفتن
> دارم. در يك مصاحبه مفصل واقعيت ها
> را بيان مىكنم. سال ها در استقلال بودم. خيلى
> از مسائل است كه هنوز كسى از آنها اطلاع ندارد. مردم بايد از اين مسائل آگاه شوند.
> نمى خواهم اين حرف ها پنهان باقى بماند.- يك چيزهايى هست كه الان وقت بيان آنها نرسيده. به موقع تمام حرف ها را مى زنم.
> منتظر واكنش ها هم مى مانم.
>
> سیروس دین محمدی ضمن اشاره
> به تبانی با احتیاط سخن می گوید. وی در مصاحبه با روزنامه خبر ورزشی مورخ 22
> فروردین 1388 می گوید: در فیلم بازی کاملا مشخص است که بعضی ها در آن بازی راه می
> رفتند. ولی نمی شود بدون سند کسی را متهم کرد. شاید طرف در آن روز در افت بوده
> است. بطور کلی مشخص بود بعضی ها راه می رفتند ولی برای اثبات تبانی مدرک لازم هست.
>
>
> هادی طباطبایی نیز می گوید
> در آن زمان چیزهایی در مورد تبانی شنیده است. اما در مورد صحت آن اطمینانی ندارد. وی
> در مصاحبه با روزنامه خبر ورزشی مورخ 22 فروردین 1388 می گوید: همان زمان من هم
> شنیدم که قلعه نویی با تعدادی از بازیکنان استقلال تهران تبانی کرده و از آنها
> خواسته آرام بازی کنند تا تیمش در لیگ بماند. اما نمی دانم این شایعات درست است یا
> خیر. من از اول هم رابطه ای با قلعه نویی نداشتم و هیچ صحبتی میان ما رد و بدل
> نشد. شاید این مسئله که مطرح شده درست باشد. شاید هم خیر.
>
> اما پس از هادی طباطبایی و
> سیروس دین محمدی که فقط به شنیده ها اشاره کردند، نوبت به مسعود قاسمی دروازه بان
> استقلال در آن بازی می رسد که حقایقی را در مصاحبه با روزنامه توپ ورزشی، مورخ 22
> فروردین 1388 بیان می کند: من اصلا نمی دانستم که بازی تبانی است و کار خودم را می
> کردم و یکی از بهترین بازیهایم را انجام دادم و اگر آن بازی یادتان باشد می بینید
> که مهاجمان اهوازی برای رسیدن به گل خیلی جنگیدند و روی آن دو گلی هم که من دریافت
> کردم، اصلا مقصر نبودم. من آنقدر خوب بازی کرده بودم که پس از اتمام دیدار، امیر
> قلعه نویی به سمت من آمد و گفت: این چه وضع دروازه بانی است؟ چرا اینطوری دروازه
> بانی می کنی؟ مگر چقدر این بازی مهم است؟ فکر کردی فینال جام چهانی است؟ این چه
> بازی است که می کنی؟ من تا آخر بازی نمی دانستم که تبانی در کار است، اما اکثر
> بازیکنان ما در آن بازی راه می رفتند..
>
> اما با نگاهی به گذشته میبینیم
> این بازی در روز سه شنبه 27 خرداد 1382 در حضور 10 هزار تماشاگر با
> قضاوت علی خسروی، حاتم بک پور و اسماعیل صفیری در اهواز برگزار شد. استقلال اهواز
> با دو گل دقایق 13 و 48 امیر خلیفه اصل در مقابل تک گل دقیقه 85 علیرضا اکبرپور بر استقلال تهران غلبه کرد.
> استقلال اهواز 24 امتیازی که با این برد 27 امتیازی شده بود هفته بعد از آن یک
> بازی حساس در انزلی با ملوان 25 امتیازی داشت که صفر بر صفر مساوی شد. صنعت نفت 26
> امتیازی نیز با شکست سه بر یک مقابل ابومسلم با همان 26 امتیاز به کار خود خاتمه
> داد و ابومسلم 23 امتیازی با این پیروی 26 امتیازی شد و دوازدهم شد.
>
> در آن سال استقلال اهواز با 28 امتیاز، بالاتر از ابومسلم، ملوان و
> صنعت نفت 26 امتیازی قرار گرفت و تنها با دو امتیاز اختلاف در لیگ باقی ماند.
> (رتبه یازدهم جدول 14 تیمی).در آن سال ملوان و صنعت نفت سقوط کردند. و این در حالی
> بود که اگر استقلال تهران در آن سال استقلال اهواز را شکست میداد این تیم با 25
> امتیاز در جدول آخر میشد و سقوط میکرد. در صورت تساوی استقلال تهران و استقلال
> اهواز نیز چهار تیم 26 امتیازی داشتیم که دو تیم با تفاضل گل سقوط میکردند که
> عبارت بودند از صنعت نفت آبادان و استقلال اهواز؟! لذا استقلال اهواز در آن بازی در صورت کسب هر
> نتیجه ای به جز پیروزی مقابل استقلال تهران در پایان لیگ سقوط کرده بود.
>
> سرمربی گری استقلال در این بازی به عهده جواد زرینچه با مدیریت فنی منصور
> پورحیدری بود. قبل از حضور پورحیدری جواد
> زرینچه به تنهایی در چهار بازی سرمربی استقلال بود و جایگزین رولند کخ شده بود. هر
> چند حضور پورحیدری در استقلال هم سه بازی بیشتر دوام نداشت و لیگ بعدی (سومین دوره
> لیگ برتر) با حضور قلعه نویی در استقلال آغاز شد که به لطف همان تبانی تیمش را در
> لیگ قبلی حفظ کرده بود...
>
> در آن تیم استقلال مسعود
> قاسمی، محمد خرمگاه، پیروز قربانی، محمود فکری، امیر حسین صادقی، محمد نوازی (60
> احمد فیض کریملو)، یدالله اکبری، علیرضا منصوریان (50 امیر امینیفر)، علیرضا اکبرپور،
> احمد مومنزاده و سیروس دین محمدی بودند.
>
> برخی دیگر از بازیکنان
> استقلال در آن فصل هادی طباطبایی، سهراب بختیاریزاده، ستار همدانی، جواد زرینچه، فرزاد
> مجیدی، علیرضا واحدینیکبخت، فراز فاطمی، پرویز برومند، علی سامره، علی موسوی، مهدی
> پاشازاده، مهدی هاشمینسب، مهدی امیرآبادی، امیر صمدی و داود رستمی بودند.
>
> زماني داوران در مظان اتهام
> بودند. آنها متهم به اين شدند كه پول ميگيرند تا نتايج بازيها را با ابزار دخالت
> غيرفني در مسابقه تغيير دهند. نتيجه چه شد؟ انگار نه خاني آمد و نه خاني رفت!
> عادت داريم به اين «انگارها» و سركردن زير برف به هواي آنكه خطر ميآيد و رد ميشود
> و ميرود. درست مثل همان كبكها كه حالا داريم ياد ميگيريم در فروشگاههاي زنجيرهاي
> ران و سينه دوديشان را بخريم و به سيخ بكشيم. اين فوتبال مدعيالعموم ندارد. اول
> و آخر همه اين بحثها همين است. هيچكس بهخود جرات نميدهد تا آخر داستان پيش
> برود. حالا ما هستيم و حكايتي شبيه اين. بالاخره كسي هست كه تا آخر داستان اتهام
> وارد شده به قلعه نویی برود يا اينكه همهچيز با چهارتا ماچ و بوسه و يك شوي تهوعآور
> آشتيكنان به سبك دست بر گردن حل ميشود. مثل همهچيزهاي ديگر كه قبلا شنيده
> بوديم و ظاهرا حل شدهاند. اما خودمان را ميزنيم به نفهميدن. چون اصلا چيزي حل
> نشده است. فقط گندها را زير خاك كردهايم و رويشان گل خرزهره كاشتهايم. غافل از
> اينكه گندها آن زير دنياي رو به رشد خودشان را دارند.
>
No comments:
Post a Comment