مدیریتِ حیف و میل : مجری:خوشحالیم که با یک برنامه ی دیگه و یه مهمون دیگه در خدمت شما هستیم. بعنوان اولین سوال , برای بینندگان ما بگید چند سالتونه؟ مدیرعامل: من هم متقابلا" تشکر میکنم!! مجری: آخه کی ازت تشکر کرد؟؟!! میگم چند سالته؟؟ مدیر عامل: اگر حمل بر خودستایی نباشه, 60-70 سال دارم. مجری: بالاخره 60 یا 70؟؟ کدوم؟؟ مدیرعامل: یه چیز تو همین مایه ها. مجری: حالا 60-70 سال راستکی؟ یا اینکه خدای نکرده تو هم (صغر سنی) هستی؟ میدونی که از همه مهمونا این سوالو میپرسم. مدیرعامل: نه خیر. 60-70 سال راستکی. ما بطور ژنتیک اصلا" دوز و کلک توی کارمون نیست. مجری: دوز و کلک که نه, ولی داداشت , ممدسن, خوب زیرابی میرفت. مثلا" قرارداد 250 میلیونی رو با20 میلیون ثبت میکرد ناقلا.کله گنده ها هم هواشو داشتن. خیلی بلا بود خیر سرش. مدیرعامل: ممدسن از بچگی خیلی باهوش بود. هرچند به من نمیرسید, ولی همه میگفتن که به من رفته, ولی من که چیزی متوجه نشدم. به هر حال هرچی باشه ( ما دوتا داداشیم)! مجری: حالا چی شد که تو شدی مدیر عامل؟ اون سری که مدیر عامل بودی خیلی خوب کار کردی خیر سرت, که دوباره برگشتی؟ مدیرعامل: اول اینو بگم که من رفتم تا برگردم!!! اصلا" بچه محلا به من میگن؛ (عباسِ رفت و برگشت)!! اماراستش قرار بود ممدسن دوباره برگرده. ولی بخاطر اون گندهایی که زده بود, خجالت میکشید برگرده. آخه این بچه خیلی ماخوذ به حیاست, جون خودش. واسه همین به من گفتن تو که داداشش هستی بیا. مجری: ممدسن خیلی گند زد, کدوماشو میگی؟ مدیرعامل: همون باخت 4گله به تیم 9 نفره توی تهرون, شکستن 4500صندلی, کسر 6 امتیاز و این حرفا و این گندا دیگه . به هر حال روش مدیریت منم مثل ممدسنه. مجری: راستی تحصیلات شما چیه؟ اصلا" سواد مواد داری یا بی سوادی؟ مدیرعامل: خواهشا" حاشیه درست نکن. ( مواد) نداریم, ولی( سوات) داریم, خوبشم داریم. من و ممدسن هر دوتامون ( مدیریت حیف و میل) خوندیم. ما استعداد خارق العاده ای داریم برای به باد دادن پول بیت المال. مگه یادتون نیست که ممدسن چند میلیارد ریخت پای دنیزلی و آری هان و یونگ و رافائل و.... مجری: چه فایده؟ حتی یه جام حلبی هم نگرفت. مدیرعامل:خوب هنر ما همینه دیگه. تازه تقصیر اداره انگشت نگاری شد.! وگرنه بخاطر انگشت ( عمادرضا) تیم ما باید قهرمان میشد! به هر حال من هم شیوه ی ممدسن رو بکار میبندم و اصلا" واسه همین بود که رفتم سراغ وینگادا. مجری: شنیدیم دست مزدش خیلی زیاده. مدیرعامل:کی گفته زیاده؟؟ مجری: همه میگن زیاده. توی دهن همه پیچیده, توی دهن شما نپیچیده؟؟! مدیرعامل:اصلا" زیاد باشه. مهم نیس. ما که قرار نیست پولشو بدیم. اونم میره شکایت میکنه. دولت خدمتگزار هم میپردازه تا ما سقوط نکنیم. به همین راحتی. به این میگن فرمول مدیریت حیف و میل. مجری؛راستی شما مدیر عامل آبی هستی یا قرمز؟ مدیرعامل: تازه میگی لیلی زن بود یا مرد؟ خوب معلومه من قرمزم دیگه. مجری: آخه جای اینکه درباره تیم خودت مصاحبه کنی, همش در مورد آبیها مصاحبه میکنی مدیرعامل:آخه دست خودم نیست. مجری: پس دست کیه؟! مدیرعامل:نمیدونم.! ولی فکر و خیال آبیها یه لحظه راحتم نمیذاره. هر وقت سرمو بالا میکنم میبینم آبیه. هرشب خوابهای آبی ! میبینم. خدا پدر و مادر علیزاده رو بیامرزه. مجری: تا به حال چندین بار گفتی, تیمت رو جهانی میکنی, اینکه گفتی یعنی چی؟ مدیرعامل:دقیقا" نمیدونم یعنی چی. منکه از این چیزا سر در نمیارم. ممدسن میگفت, منم میگم. مجری: آره. ممدسن هم میخواست تیمش رو جهانی کنه خیر سرش. مدیرعامل: گفتم که ؛(ما دوتا داداشیم, هر جا میریم می....) مجری: های, هر جا میری چی؟ مواظب باش, پخش مستقیمه, یه چیزی نگی که نونمون آجر بشه. مدیرعامل: چیزی نگفتم که, فقط گفتم؛ ما دوتا داداشیم, هر جا میریم از این کارا میکنیم. مجری: ممدسن با اون پارتیهای گردن کلفت که نتونست تیم رو جهانی کنه, یعنی تو میتونی. مدیرعامل:شما در مورد ما ( شکسته نفسی) میکنی. مجری : قرار نشد از سوتیهای ( آقا فرشاد) استفاده کنی ها... مدیرعامل:آخه خیلی باحال بود. تازشم فرشاد از خودمونه. مجری: بسه دیگه نیشتو ببند, جواب منو بده. مدیرعامل:آهان, اولندش که پارتی ما هم کلفته, اصلا" همونجوریه. دومندش؛ کی گفته ممدسن نتونست تیم رو جهانی کنه؟ تا الان توی فیفا از هیچ تیمی به اندازه ی ما شکایت نشده.ما رکورد جهانی داریم. تازه رکورد4500صندلی شکسته , باخت 4گله به تیم 9 نفره مقابل 100هزارنفر توی آزادی هم یک رکورد جهانیه. تازشم کسر 6 امتیاز یادتون رفته؟؟؟ ما نام این مملکت رو پر آوازه کردیم. تازشم اگه دولت خدمتگزار نبود, ما الان باید دسته سوم تهرون بازی میکردیم نه لیگ آسیا....... مجری: بسه دیگه, مخمو خوردی.! حالا یه ذره از وینگادا بگو. چه جوریاست؟ چند میلیارد دادی به این یارو که بیاد ( ضد فوتبال) پیاده کنه؟ خوب پونصد هزار تومن میدادین به این (اکبر اوتیِ) خودمون یا .... مدیرعامل: تو از این چیزا سر در نمیاری. اگه به جای ( تر جمه ی متون), میرفتی دو واحد ( مدیریت حیف و میل) پاس میکردی, دیگه از این حرفا نمیزدی! مجری: بسه دیگه دری بری نگو. راستی پروژه ی در آمد زایی ممدسن به کجا رسید؟ آیا شما هم ادامه میدین. مدیر عامل: بله, ما هم ادامه میدیم. ما بدهی بالا میاریم, دولت خدمتگزار هم میپردازه. درسته که قیمت نفت اومده پایین, ولی ما نگران نیستیم. ما برنامه هامونو بر اساس نفت بشکه ای 30 دلار نوشتیم. اگه بره بالای 30 دلار, یه صندوق ذخیره درست میکنیم . به این میگن در آمد زایی دیگه.... اصلا" ولش کن تو از این چیزا سر در نمیاری جوجه!!! مجری: قضیه ی اسپانسر چی شد؟ مدیرعامل: راستش چند تا پیشنهاد خارجی داشتیم.( جنرال موتور) اینقدر پیامک فرستاد که آخر رفتم یه سیم کارت 3000 تومنی دیگه خریدم, سیمکارتِ هدیه ش رو هم دادم ممدسن. (مرسدس بنز) هم که درِ باشگاهو از پاشنه درآورده بود, ندید بدید. (ماکروسافت) هم زیگیل شده بود اساسی تا روی پیرهنمون بنویسیم( ماکروفر)! تمام خودروسازان ورشکسته ی اروپا و آمریکا اصرار زیادی داشتن که با ما کار کنن. ولی چون میخواستیم از صنایع داخلی حمایت کنیم, با شرکتِ( نوار بهداشتیِ کاکتوس) به توافق همه جانبه رسیدیم. قراره فردا صبح 5 میلیارد بریزن به حساب من مجری: الان فردا صبحه دیگه. ساعتو ببین مدیرعامل: آخ جون الان باید 5 میلیارد تو حسابم باشه. مجری: ماشالله, 5 میلیارد تومن یا ریال؟ مدیرعامل:5میلیارد دلار!!! مجری: آخ چشمم. خداوکیلی چیزی از ممدسن کم نداری. راستی چرا گفتی بریزن به حساب خودت؟ چرا به حساب باشگاه نمیریزن؟ مدیرعامل: من و باشگاه نداریم. من خودمو وقف باشگاه کردم. اونا به حساب من میریزن, منم از خودم چک میدم, بعدش پشتِ چک مهر باشگاهو میزنم, بعدش....... ولش کن تو از این چیزا سر در نمیاری بچه جون! مجری: حالا اسپانسر قحطی بود؟ چرا ( نوار بهداشتیِ کاکتوس)؟! مدیرعامل: از ماکارونی که بهتره!!! مجری: چند بار گفتی که هنوز به قهرمانی امیدواری. خداوکیلی خجالت نمیکشی از این حرفا میزنی؟! مدیرعامل: چرا خجالت بکشم. گفتم که ما پر روتر از این حرفاییم. ما الان باید صدر جدول باشیم. توی بازی استقلال-ذوب اهن قرار بود یکی بیادیک فروند سیگارت پرتاب کنه وسط زمین, بعدش با کمیته انضباطی هم هماهنگ شده بود که از اون دوتا تیم 10-15 امتیاز کم کنن, ما بشیم صدر نشین. مجری: پس سیگارت چی شد؟ مدیرعامل:هیچی. ما دچار اشتباه فردی شدیم. رفیقمون به جای (سیگارت) یه نخ( سیگاری) از نوع پرملاطش, انداخت وسط زمین. آخه میدونی, طرف اهل بخیه س. مجری: بخیه! مالِ کدوم استانه؟ توی لیگ تیم نداره؟! مدیرعامل: گفتم که تو هنوز دهنت بوی شیر میده. خلاصه کاریش نمیشه کرد.یک اتفاقِ ساده , مارو از قهرمانی دور کرد!. جذابیت فوتبال بخاطر این حوادث غیر قابل پیش بینیه!!. با این حال ما هنوز امیدواریم!!!! کمیته انضباطی قول مساعدت داده. خدارو چه دیدی, شاید توی این چند تا بازیِ آخر, چشمِ یکی از حدقه در اومد, اونوقت ما به یک قهرمانی شیرین میرسیم.اونجوری مزه ش بیشتره. آی حال میده, آی حال میده. ضمنا" میخواستم همینجا از کمیته انضباطی هم گله کنم. شریفی خیلی ضعیف حال میده. خداییش شاه حسینی یه چیز دیگه بود. این رو هم بگم که مدافعان و دروازه بان حریفان ما, بازیِ جوانمردانه رو رعایت نمیکنن. مجری: یعنی چی چی؟ مدیرعامل:ببینید ما یه فیلم تهیه کردیم که پارسال بازیکنان حریف چند تا پاس گل به ما دادند, همین معمارزاده یه گل 3 امتیازی برای این تیم زد, اما امسال که من اومدم, بازیکنان حریف ( شکسته نفسی) میکنن, ببخشید کم لطفی میکنن. از داوری هم لطمه خوردیم, درسته که چندین پنالتیِ کشکی به سودمون گرفتن, ولی چه فایده چند تاش گل نشد. تکرار کردند ولی باز گل نشد. داور باید اینقدر تکرار کنه تا گل بشه....... مجری: واه واه واه چقدر حرف میزنی؟؟!! خداییش خیلی رو داری. صدرحمت به اون ممدسن. راستی برای باشگاههای آسیا بازیکن کمکی میگیرید یا نه؟ مدیرعامل:در حال مذاکره با ای اف سی هستیم تا هر طور شده , ( عنایت) رو به جای دی کارمو وارد لیستمون کنیم مجری: عنایتی یا عنایت؟! مدیرعامل: گفتم که عنایت!!!. اگه بشه چی میشه.عنایت خیلی برای تیم زحمت میکشه. ما به چنین مهره هایی نیاز داریم. در ضمن اگر آی تی سیِ حاضر بشه, شاه حسینی هم به لیستمون اضافه میشه!!! مجری: رابطه ی شما با لیدرها چطوره؟ ممدسن که رابطه ش خوب بود. به لیدرها چلو کباب میداد که تویِ استادیم داد بزنن؛( مدیرِ محبوبِ ما, ممدسن, ممدسن). مدیرعامل:من هم رابطه م خوبه. ولی نسبت به ممدسن یه نخود امروزی تر فکر میکنم. به لیدرها کباب کوبیده نمیدم که توی استادیوم همه از بوی گندِ پیاز شاکی بشن. بهشون پیتزا میدم با نون اضافه ی سبوس دار! ...البته به بعضیاشون پیتزا نمیسازه. گلاب به روتون, دل پیچه میگیرن. وقتی هم که میزنه بالا, بلند بلند داد میزنن( پیروانی حیا کن......) . ما اول فکر کردیم پیروانیِ سپاسی رو میگن که زرت و زرت ما رو میبره, بعد فهمیدیم نه بابا , منظورشون آقای مشاوره. تازه به لیدرها گفتم که از تکنولوژیِ روز استفاده کنن. با مساعدت آقای هدایتی, چند دستگاه لیزرانداز با نیروی متخصص وارد کردیم و دراختیار کانون هواداران گذاشتیم. تنها تفاوت مدیریت من با ممدسن همینجاست. به نوعی میشه گفت؛( تقابل سنت و مدرنیته)!!!! مجری: بسه بابا. پاشو جمع کن کاسه کوزه تو. انگار تو هم پیتزا با نون اضافه خوردی ها. این حرفا به قیافت نمیاد بابا, مدرنیــــــــــــــــــــــته........... خداییش خیلی حرف میزنی, سرم درد گرفت. حرف آخرتو بزن. جمع کن کاسه کوزه تو. مدیرعامل:من هم متقابلا" تشکر میکنم. مجری: آخه کی تشکر کرد؟........ راستی نگفتی , کِی استعفا میدی ایشالله؟؟ مدیرعامل:من استعفا بده نیستم. اونقدر صبر میکنم تا رکوردهای تاریخیِ ممدسن رو توی کسر 6امتیاز و 4500 صندلی شکسته و باخت 4گله به تیم 9نفره توی آزادی و.... همشونو یکی یکی بشکنم. توی تمرینام رکوردام خیلی نزدیک شده!!! بعدشم خود بخود مثل ممدسن پرتم میکنن بیرون, خودم که نمیرم. شیوه ی ما مثل همه. (ما دوتا داداشیم...) مجری: بسه دیگه کم حرف بزن. به هر حال , شما تف سربالا هستین, نماینده ی ما هستین توی آسیا, امیدوارم موفق باشید و بالاخره ببیند فینالِ آسیا چه جوریه. فینالِ آسیا بخوره تویِ اون..., لا اقل زنگ تفریحِ عربا نشین جون مادرتون!! مدیرعامل: منم امیدوارم دوباره دزد بیاد خونتون!! مجری: این حرف آخرت بود دیگه.......... مدیرعامل: نه بابا. کلی حرف دارم. شما منو دعوت کردین ولی نمیذارین دو کلمه حرف بزنم!!!!! در انتها میخواستم از فروشگاه ( جعفر تاناکورا) , قاسم جیگرکی , رجب حمومی و سایر بچه محلها تشکر کنم . در ضمن مراتب قدر دانیِ خودم, باشگاه, هیئت مدیره, کانون هواداران, حسین شلغم,بازیکنان وکادر فنی رو از علیزاده اعلام میکنم. ایشالله خیر از جوونیش ببینه, ایشالله خدا یکی در دنیا, صدتا در اخرت بهش بده, خدا دستِ دهندشو محتاج نکنه, ایشالله محتاج نامردا نشه, ایشالله لال از دنیا نره. ایشالله دست به خاکستر بزنه طلا بشه, همونجوری که به توپ میزنه, پنالتی میشه!!!!!!!!!!!!!! دلــتا |
__._,_.___
No comments:
Post a Comment