به گروه اینترنتی جذاب و پر از تفریحات جالب استقلال آبی خوش آمدید. از آرشیو ما در پایین صفحه نیز دیدن کنید

Wednesday, February 4, 2009

* EsteghlalBlue * Dr Ezatolah Negahban Dargozasht + Biography

 
 
 
 
 
 

To See Farsi Language ( View > Enconding > Arabic (Windows ) or Unicode ( UTF- 8 ) )

 
 

 

 درگذشت دکتر عزت الله نگهبان

 

 

دکتر عزت‌الله نگهبان، پدر باستان‌شناسي ايران امروز پس از تحمل سال‌ها درد و رنج به علت بيماري دار فاني را وداع گفت.

 

دکتر عزت الله نگهبان که برای تاریخ ایران زحمات بسیاری را کشید دوشنبه 14 بهمن 1387 دارفانی را وداع گفت.

 

 

مروری بر زندگی زنده یاد  دکتر عزت الله نگهبان

پدر باستان شناسی ایران

 

 

دكتر عزت الله نگهبان - باستان شناس متولد ۱۳۰۰ - اهواز

 

۱۳۲۸- فارغ التحصیل رشته باستان شناسى از دانشگاه تهران

 

۱۳۲۹- ورود به مؤسسه شرق شناسى دانشگاه شیكاگو

 

۱۳۳۳- اخذ درجه فوق لیسانس

 

۱۳۴۵- اخذ دكتراى افتخارى از دانشگاه تهران

 

۵۶-۱۳۴۶- مدیریت گروه باستان شناسى دانشگاه تهران

 

۱۳۳۶- بنیان گذارى مؤسسه باستان شناسى دانشگاه تهران

 

- ایجاد كارگاه دائمى دشت قزوین براى فعالیتهاى دانشجویان

 

1387 - مواجهه با بیماری آلزایمز در آمریکا

 


- از دكتر نگهبان چندین كتاب و بیش از ۷۰ مقاله مهم علمى در زمینه باستان شناسى به چاپ رسیده است.

 


 

پير مردي که بيشترين ميزان طلا را در حفاري هاي باستان شناسي ايران به دست آورده اکنون در فيلادلفياي آمريکا اقامت دارد و با بيماري آلزايمر دست و پنجه نرم مي کند.

 

 او روزگار درازي را در ايران به تربيت دانشجو، کشف حوزه هاي جديد فعاليت هاي باستان شناسي، نجات بخشي محوطه هاي تاريخي و کوششي خستگي ناپذير براي ارتقاي اين حرفه اختصاص داده است. سالها با قاچاقچيان اشياي عتيقه و حفاران غير مجاز جنگيد ولي امروز بيماري اجازه نمي دهد حتي خاطراتي از آن دوران را به ياد آورد.

 

 «عزت‌الله نگهبان»که به شهادت بسياري از همکارانش تحولي شگرف در پيشرفت رشته باستانشناسي ايران به وجود آورد، در سال 1305 خورشيدي در اهواز به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در دبستان جمشيد جم و دبيرستان فيروز بهرام و مدرسه فني آلماني در تهران به پايان برد. در سال 1328، از دانشگاه تهران ليسانس گرفت. نگهبان در سال 1329 به موسسه شرق شناسي دانشگاه شيكاگو راه يافت و در 1333 موفق به اخذ درجه فوق ليسانس خود از اين دانشگاه شد. عنوان رساله وي با راهنمايي دونالد مك‌كان« سير سفال نخودي رنگ در خوزستان» بود.

 

جوانه زدن عشق به باستانشناسي در دل کودک مدرسه جمشيد جم حکايت شيريني دارد:« هنگامي كه تحصيلات شش ساله ابتدائي خود را در مدرسه زرتشتيان كه در آن زمان جمشيد جم، سپس ايرج و بعدا فيروز بهرام خوانده مي شد به پايان رساندم تصميم گرفتم براي ادامه تحصيلات در دبيرستان به مدرسه آلماني كه به نام مدرسه صنعتي خوانده ميشد بروم. در آن زمان براي ورود به اين مدرسه كنكور مي گذاشتند و گذراندن كنكور به خصوص با شركت كنندگان زياد كار آساني نبود. به هر حال كنكور مدرسه را با موفقيت گذراده و براي ادامه تحصيل در رشته مهندسي برق و مكانيك نام نويسي كردم. برنامه دوره مهندسي از اين قرار بود كه كه ابتدا شش سال در دوره دبيرستان و سپس سه سال در دوره دانشكده تحصيل كرده و با گذراندن اين دوره ها، شاگردان ديپلم درجه مهندسي دريافت مي كردند. با شوق و علاقه فراوان، سال اول دبيرستان را گذراندم. متاسفانه در تابستان همين سال از طرف وزارت معارف اعلام شد كه مدارس خارجي در تهران بر اساس تصميم دولت بسته خواهد شد و شاگردان اين مدرسه مكلف هستند براي ادامه تحصيل در مدارس ملي و دولتي كه بر اساس برنامه وزارت فرهنگ تدريس مي كنند نام نويسي كنند.

 

 در اين وقت چون در مدرسه صنعتي برنامه مهندسي مانند گذشته وجود نداشت، تصميم گرفتم براي ادامه تحصيلات خود در دبيرستان فيروز بهرام به تحصيل بپردازم. مدرسه آلماني در خيابان قوام السلطنه و در مقابل كتابخانه ملي و موزه ايران باستان در محل هنر سراي فعلي قرار داشت. ساختمان جديد الاحداث موزه ايران باستان و كتابخانه ملي در تهران آن زمان بسيار جلب توجه مي کرد. در ضمن تحصيل در مدرسه آلماني هر گاه كه فرصتي پيش مي آمد براي ديدن موزه ايران باستان مي رفتم. در آن زمان كار ساختمان موزه به اتمام رسيده بود و در سالن هاي موزه، كاركنان اغلب به تنظيم قفسه ها مي پرداختند. به خصوص ظهرها كه مدرسه براي مدت دو ساعت تعطيل بود بيشتر اوقات به ديدن موزه مي رفتم. اين ديدارهاي مكرر از موزه ايران باستان به ويژه در آن هنگام كه توام با تكميل و تنظيم نمايشگاه و قفسه ها بود به تدريج مرا سخت به آثار باستاني و تاريخ گذشته ايران كه در آن هنگام موضوع روز بود علاقه مند کرد.

 

پس از آنكه در دبيرستان فيروز بهرام به ادامه تحصيل پرداختم با وجودي كه امكان نداشت مانند گذشته گاه و بيگاه از موزه ديدن كنم ولي چون فاصله دبيرستان تا موزه چندان زياد نبود باز هم، هر چند وقت يك بار براي ديدن موزه مي رفتم. در سال هاي آخر دبيرستان تحت تاثير احساسات ملي و ميهني نسبت به روشن كردن گذشته پر افتخار ايران و تاريخ درخشان آن فعاليت هاي دامنه داري در كشور در جريان بود و دانش هاي وابسته و مربوط به ايران شناسي و فرهنگ و تمدن باستاني ايران بسيار مورد توجه قرار گرفت. بنده نيز با سابقه و علاقه اي كه در ضمن ديدارهاي مكرر از موه ايران باستان نسبت به آثار گذشته داشتم پس از اخذ ديپلم دبيرستان تصميم گرفتم در رشته باستان شناسي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران براي ادامه تحصيل نام نويسي كنم.»

 

نگهبان پس از کسب مدرک ليسانس از دانشگاه تهران براي ادامه تحصيل به آمريکا رفت.

 

 تحصيلات نگهبان در دانشگاه شيكاگو مصادف بود با اوضاع آشفته سياسي دوران دكتر محمد مصدق كه منجر به قطع كمك مالي به وي از ايران شد. در نتيجه، نگهبان براي تامين مخارج تحصيل و زندگي خود و خواهرش، كه در آن زمان در آلمان به تحصيل مشغول بود، بخش اعظم وقت خود را صرف كسب درآمد كرد. دکتر «عباس عليزاده»، باستان شناس شهير ايراني که از شاگردان نگهبان بوده است درباره اين دوره از زندگي او نوشته است:« از جالب‌ترين مشاغل گوناگون وي در اين زمان، عكاسي خانه به خانه از كودكان بود، شغلي كه لازمه آن چهره‌اي خندان و طبعي شوخ است. كساني كه نگهبان را از نزديك نمي‌شناسند شايد فكر كنند كه چنين شغلي با چهره گرفته و جدي و شخصيت به ظاهر خشك او ناهماهنگ است. ولي موفقيت وي در اين شغل مبين جنبه‌اي از شخصيت نگهبان است كه او كم و بيش در پنهان كردن آن موفق بوده است.»

 

 نگهبان در طول اقامتش در شيكاگو، در International House در نزديكي دانشگاه شيكاگو زندگي مي كرد و در همين مكان با ميريام لويس ميلر (Miriam Lois Miller) كه دانشجوي رشته كتابداري بود، آشنا شد و ازدواج كرد. پس از بازگشت به ايران، نگهبان با درجه دانشياري به استخدام دانشگاه تهران درآمد و با اخذ دكتراي افتخاري از دانشگاه تهران در سال 1345، به درجه استادي ارتقا يافت. از 1346 تا 1356، دكتر نگهبان مديريت گروه باستان‌شناسي را به عهده داشت.

 

دانشجوياني که در اين مدت تربيت کرده است هم اکنون بهترين باستان شناسان ايراني هستند. روش تعليم او در دانشگاه با آنچه که تا آن زمان در ايران رواج داشت همخواني نداشت و همين مسئله گرفتاري هايي براي او به وجود آورده بود.

 

 

 در خاطراتش به دوراني اشاره مي کند که دانشجويان دانشگاه تهران را براي سفري پژوهشي به شوش برده بود.« بر خلاف همه ساله که يک اتوبوس دربست براي تمام مسافرت کرايه مي شد چون در اين برنامه قرار بود مستقيما به شوش مسافرت شود تصميم گرفته شد با قطار مسافرت را انجام داده و با استفاده از بليت نيم بها براي دانشجويان، در هزينه مسافرت صرفه جويي شود و توان مالي هيات را در مدت اقامت در شوش افزايش دهيم... دانشجويان را به شهر دزفول برديم و از آن جا با وانت به طرف شوش حرکت کرديم. از همان روز برنامه کار تنظيم و قرار شد هر شب نهار روز بعد را براي هيات تهيه کنند تا بتوانيم تمام روز در بيايان و صحرا به کار باستان شناسي مشغول باشيم. دو سه روز اول کليه دانشجويان با علاقه در تپه ها به نقشه برداري، جمع آوري سفال، کلاسه کردن سفال هاي گوناگون و شناخت سفال دوران هاي گذشته مشغول شدند. از روز چهارم بعضي از دانشجويان شروع به زمزمه کردند که علاوه بر کارهاي يکنواخت همه روزه چه خوب بود اگر سري هم به شهرهاي اهواز و خرمشهر و آبادان نيز مي زديم. اعتراض ها بالا گرفت، تا اينکه روز بعد دانشجويان در حالتي شبيه به اعتصاب و اعتراض از کاوش دست کشيدند. من با آنها صحبت کردم ولي چون موفق نشدم اقناعشان کنم، گفتم: آنهايي که نمي خواهند از اين برنامه پيروي کنند مي توانند خودشان از فردا به هر کاري که علاقمندند اقدام کنند. اکثريت دانشجويان از ادامه کار خودداري کرده و بر روي آثار مخروبه در کنار يکديگر نشستند....خوب بخاطر دارم تنها دانشجويي که بدون شک و ترديد در ادامه کار با من همگامي کرد، همکار عزيز آقاي دکتر «پرويز ورجاوند» بودند که در آن هنگام در رشته باستان شناسي تحصيل مي کردند.»

 

«دکتر عزت الله نگهبان» در 1336 موسسه باستان‌شناسي دانشگاه تهران را بنياد گذاشت و تا 1356 عهده‌دار رياست آن بود. در 1354 به رياست دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران منصوب شد و تا سال بازنشستگي خود در 1357 در اين سمت باقي ماند.

 

«صادق ملک شهميرزادي»، باستان شناس و همکار او در دانشگاه تهران نقش دکتر نگهبان را در تحول اساسي اين رشته در ايران به خوبي شرح مي دهد:« هنگامي که با سمت استادي در گروه باستان شناسي دانشکده ادبيات دانشگاه تهران انجام وضيفه مي کرد معاون اداره کل باستان شناسي نيز بود و در 1340 اولين حفاري مشترک دانشگاه تهران و اداره کل باستان شناسي را در تپه مارليک (چراغعلي) تپه رودبار سرپرستي کرد. او نمايشگاهي از آثار به دست آمده از حفاري مارليک در 1341 در ساختمان موزه ايران باستان ترتيب داد که در نوع خود بي نظير و اولين نوع چنين نمايشگاهي بود که روحي در کالبد بي جان موزه دميده شد و توجه و علاقه به ميراث فرهنگي و مطالعات باستان شناسي را بين مردم و دانشجويان افزايش داد. از سال تحصيلي 1350_1349 در دانشگاه تهران، گروه آموزشي باستان شناسي و تاريخ هنر و موسسه باستان شناسي دانشگاه تهران دست به اقدام بي سابقه اي زد که در نوع خود منحصر به دانشگاه تهران است . اين اقدام بي نظير، الزامي کردن دروس عملي به مدت يک نيمسال کامل تحصيلي براي کليه دانشجويان اعم از دختر و پسر در برنامه درسي در مقاطع تحصيلي دوره ليسانس و فوق ليسانس بود. علاوه بر اين، دانشگاه تهران پژوهش، کاوش و بررسي ملي را در دشت قزوين انجام داد که اطلاعات به دست آمده موجب اصلاح جدول گاهنگاري فرهنگي ادوار پيش از تاريخ فلات مرکزي ايران شد. سازنده ترين و بارورترين اقدام دکتر نگهبان در بالا بردن سطح آموزشي و تحقيقاتي باستان شناسي در ايران تشويق و ترغيب دانشجويان براي ادامه تحصيل در اين رشته تا درجه دکترا بود که تعداد انگشت شمار متخصصان اين رشته تحصيلي که هم اکنون در ايران انجام وضيفه مي کنند و سه نفري که در کانادا و رم و هاروارد مشغول تدريس و تحقيق هستند همگي از تربيت شدگان دکتر عزت الله نگهبان هستند. پس از او ديگر کسي در اين راه براي ايران سرمايه گذاري نکرد.»

 

 دكتر نگهبان همواره يكي از سرسخت‌ترين مدافعان برنامه‌هاي منظم كردن فعاليت‌هاي مربوط به باستان‌شناسي بود و برخي وي را دشمن بزرگ قاچاقچيان و دلالان عتيقه در ايران مي‌دانستند. يادداشت هاي او در اين زمينه به خوبي مبين روحيه و نگاه او نسبت به مسئله حفاري هاي تجارتي و قاچاق اشياي عتيقه در ايران است. «حفاري هايي که به منظور يافتن اشياء عتيقه و فروش آنها انجام مي شود به نام حفاري هاي تجارتي در قانون عتيقات شناخته شده اند. در سال 1339 وقتي که من به همکاري با ادره کل باستان شناسي فراخوانده شدم، در حدود يکصد پروانه براي حفاري هاي تجارتي در مناطق مختلف صادر شده بود که نظارت بر اين تعداد حفاري هاي تجارتي چه از نظر کادر فني و چه از نظر بودجه و امکانات خارج از توان دستگاه باستان شناسي کشور بود. به ناچار براي رعايت مقررات در نقاطي که دسترسي به ادارات فرهنگ نبود از روساي ادارات فرهنگ و يا مديران مدارس به عنوان نماينده اداره باستان شناسي براي نظارت به کار حفاري استفاده مي شد.

 

 ناگفته نماند که که روساي فرهنگ يا مديران مدارس در ضمن روز موظف بودند به امور جاري نيز برسند و هيچ گاه اين امکان براي آنها وجود نداشت که وقت خود را به نظارت در عمليات حفاري بگذرانند. در نتيجه بيشتر حفاري هاي تجارتي در نقاط دور دست و بدون اعزام نماينده از اداره کل باستان شناسي انجام شده بودند. در پايان عمليات حفاري پروانه اي دال بر اينکه در ضمن عمليات آثاري کشف نشده است از مسئولين محلي به دست آورده و عملا حق السهم قانوني اداره کل باستان شناسي پايمال مي شد.

 

در کشوري مانند ايران که از نظر غناي آثار باستاني بي نظير است و با حفاري در گوشه و کنار آن بدون شک اشياء و آثار ارزنده و مستندي به دست خواهد آمد، چگونه مي توان تصور کرد که در اين همه حفاري هاي تجارتي آثاري به دست نيامده باشد. با وجود اين همه ساله در حدود نود درصد حفاري هاي تجارتي چنين گواهينامه هايي دال بر عدم کشف آثار باستاني به دست آورده و مورد قبول اداره کل باستان شناسي نيز واقع شده بود.»

 

 

 

در کتاب «مروري بر پنجاه سال باستان شناسي ايران» به قلم خود او نيز آمده است:« براي نگارنده جاي بسي تعجب و تاسف بود که بعضي از اين دلالان آثار عتيقه مانند ايوب رب النوع و يا آقاي کهن پس از چند بار مراجعه به دفتر کار من به روشني و صراحت درباره ارتباط و دوستي و شرکت خود با بعضي افراد ذي نفوذ مملکتي و خاندان سلطنتي مانند برادر، خواهر و يا خواهر زاده شاه مثل شهرام صحبت مي کردند. احتمالا نظرشان اين بود که اهميت و موقعيت مهم خود را به رخ بکشند و نگارنده را تحت تاثير قرار داده و يا احتمالا تهديد کنند. آگاهي از اين اطلاعات که در واقع فساد ريشه دار را در اجتماع ايران روشن مي کرد براي من بسيار موجب تاسف بود.»

 

در پنجمين كنگره بين‌المللي باستان‌شناسي و هنر ايران در 1347، دكتر نگهبان نقشي اساسي در تصويب قطعنامه‌اي در محكوم كردن قاچاق و فروش اشياي عتيقه داشت. افزون بر اين، در سمت مشاور فني باستان‌شناسي در اداره باستان‌شناسي وقت، سهم عمده‌اي در جلوگيري از برخي فعاليت‌هاي غيرقانوني در زمينه خريد و فروش و قاچاق اشياي باستاني به خود اختصاص داد.

 

دكتر نگهبان همچنين به طور تصادفي، با دعوت رابرت بريدوود و همكارانش به ايران، نقشي اساسي در گشودن فصلي جديد و علمي در باستان‌شناسي پيش از تاريخ ايران ايفا كرد. پيش از سال‌هاي 1960، اطلاعات باستان شناسان در مورد آغاز دوران روستانشيني و توسعه اقتصاد معيشتي بر پايه كشاورزي در ايران بسيار اندك بود.

 

در سال‌هاي 1950، رابرت بريدوود، پيشتاز پژوهش‌هاي علمي درباره دوران پلايستوسين موخر و هولوسين قديم (8000 _ 12000 ق.م) سرگرم فعاليت‌هاي باستان‌شناختي در كردستان عراق بود. با سقوط رژيم پادشاهي در عراق در اواخر سال‌هاي 1950، ادامه كار پژوهشي بريدوود و تيمش ناممكن شد و در‌خواست بريدوود براي پژوهش در تركيه نيز به جايي نرسيد. سپس در 1958 در كنگره بين‌المللي باستان‌شناسي پيش از تاريخ در هامبورگ، نگهبان و بريدوود با يكديگر ملاقات كردند.

 

در اين ملاقات، دكتر نگهبان از مشكل بريدوود مطلع شد و پيشنهاد كرد كه وي كار خود را در كوهپايه‌هاي زاگرس در ايران ادامه دهد. اين ملاقات اتفاقي و استقبال بريدوود از اين پيشنهاد سرآغاز عصري جديد در باستان‌شناسي ايران بود كه در نتيجه آن گروهي از بهترين باستان‌شناسان بين‌المللي (مانند فرانك هول، كنت فلانري، پتي جو واتسون، بروس هاو) فعاليت‌هاي علمي خود را در ايران متمركز كردند. مهم‌ترين سهم دكتر نگهبان در پيشبرد باستان‌شناسي در ايران ايجاد كارگاه دايمي در دشت قزوين براي فعاليت‌هاي باستان‌شناختي دانشگاه تهران و تربيت دانشجو در اين كارگاه است.

 

 وي با پشتكار فراوان و روحيه خستگي ناپذير موفق به كسب مجوز و بودجه لازم براي تعمير كاروانسراي مخروبه محمدآباد خره شد. اين مكان منحصر به فرد به كانوني براي پژوهش‌هاي مستمر و درازمدت باستان‌شناختي دانشگاه تهران تبديل شد كه در آن دانشجويان، با شركت در انواع فعاليت‌هاي ميداني، براي پيشبرد اهداف باستان‌شناسي در ايران تربيت مي‌شدند. ويلاي شخصي دكتر نگهبان در كلاردشت نيز پايگاه بررسي هاي باستان‌شناسي و پرورش دانشجويان اين رشته بود، كه البته شهرت و وسعت كاروانسراي محمدآباد خره را نداشت.

 

دانشجوياني كه بخت شركت در بررسي‌هاي كلاردشت را داشته‌اند با خاطره خوش از اين مكان و تجربه‌هاي خود ياد مي‌كنند. نگاهي به اسامي اعضاي هيئت علمي گروه باستانشناسي دانشگاه تهران عمق کوشش هاي او را براي تربيت دانشجوياني باسواد و آگاه باز مي نمايد. «در پايان مديريت اينجانب، گروه باستان شناسي و تاريخ هنر، داراي کادر آموزشي شامل :خانم سيمين دانشور، نوشين نفيسي، پرويز ورجاوند، عباس زماني، رضا مستوفي فرد، فرخ ملک زاده، صادق ملک شهميرزادي، غلامعلي همايون، يوسف مجيد زاده فسقنديسي، غلامعلي شاملو، مسعود گلزاري و اردشير فرزانگان بود.»

 

شاگرداني که از محضر او درس گرفته اند امروز جزو بهترين باستان شناسان ايران هستند که بسياري از آنها در دانشگاه هاي طراز اول خارجي مشغول تدريس اين رشته اند. حميد خطيب شهيدي (مدير گروه باستان شناسي دانشگاه تربيت مدرس)، سيد منصور سجادي( استاد دانشگاه رم و سرپرست هيات کاوش در شهر سوخته)، جلال رفيع فر (مدير گروه سابق انسان شناسي دانشگاه تهران)، محمد صالح صالحي، حکمت الله ملا صالحي (استاد دانشگاه تهران) ، عباس عليزاده (استاد دانشگاه شيکاگو) صادق ملک شهمیرزادی ،  یوسف مجیدزاده ، مهدی رهبر ، میرعابدین کابلی و مسعود آذرنوش فقط تعدادي از شاگردان اويند.

 

 دكتر نگهبان در 1357 از دانشگاه تهران بازنشسته شد و به فيلادلفيا نقل مكان كرد. قبل از هجوم بيماري، فارغ از برنامه تدريس و امور اداري، دكتر نگهبان اوقات خود را به چاپ گزارش نهايي فعاليت‌هاي باستان‌شناختي خود اختصاص داده بود اما اکنون، آلزايمر نگهبان واقعي محوطه هاي باستاني ايران را به مبارزه طلبيده است.


لادكتر نگهبان حدود چهار سال پيش، به‌دليل يك تصادف شديد نه‌ماه در بيمارستان بود. پس از آن، بدنش فلج شد و بعد از مدتي نيز به آلزايمر دچار شد.

 

 

 

ویرایش و گردآوری شده توسط : میثم شکری پور -  شهریورماه 1387

 

استفاده تنها با ذکر نام و آدرس گروه Persian_Archaeology مجاز میباشد

 

 

به زودی وبسایت تاریخی ایران ( تاریخ باستان ) آغاز بکار خواهد کرد

 

 

 

www.OldCulture.Com

 

 
 
 
 

 

 

 

 

 
 

 

 

 

 

پشتیبانی و بخش فنی :

 

 Meysam Shokripour

TajClubEsteghlal@Yahoo.com

 

 

 

 

 

 
 

Sponsor

 

 

 

 
 

Design By : Meysam  ( TajClubEsteghlal@Yahoo.com ) All Right Reserved © 2008

 



__._,_.___


http://groups.yahoo.com/group/EsteghlalBlue

http://groups.yahoo.com/group/IranSoccer

http://groups.yahoo.com/group/Marshal-Modern-Group

http://www.iransoccer.ir

http://www.IRANSoccer.Ir




Your email settings: Individual Email|Traditional
Change settings via the Web (Yahoo! ID required)
Change settings via email: Switch delivery to Daily Digest | Switch to Fully Featured
Visit Your Group | Yahoo! Groups Terms of Use | Unsubscribe

__,_._,___

No comments:

Blog Archive