رفت؛ هيچوقت پشت سرش رو هم نگاه نكرد. يكي از دوستانش در روزنامه ابرار ورزشي، هنوز هم نااميد نشده و هرازچندگاهي با شماره همراه او تماس ميگيرد.
اتفاق جديدي نميافتد، منتهي او ديگر تلفنهاي روزنامه ابرار را جواب نميدهد. كسي نميداند چه بين او و روزنامهاي كه فعاليتش را در آن آغاز كرد گذشت اما او حالا ديگر جواب نميدهد. عادل فردوسيپور اما هيچوقت نميتواند «90» را دوست نداشته باشد؛ برنامهاي كه از ذهن او متولد شد و تا آنجا پيش رفت كه كمتر علاقهمندي در فوتبال وجود دارد كه ترجيح دهد دوشنبه شب را در خواب باشد تا جلوي صفحه تلويزيون. او از برنامهاش لذت ميبرد؛ شايد بيش از گزارشكردن يك بازي؛ «آره! ترسناكبودنش هم جالبه. همين كه يك چيزي بگيم كه دعوا بشه، يك چالشي ايجاد ميكنه كه جالبه. به نظرم، اين يك ترس لذتبخشه». كمي هم كمتر، به گزارشكردن روي خوش نشان ميدهد: «وقتي بازيها خوب باشند، گزارش ميچسبه. براي من باشگاههاي انگليس از همه لذتبخشتره. از اين كارم لذتي ميبرم كه مطمئنم تو رشتهاي كه درسش رو خوندم، نميتونستم اين لذت رو ببرم». من قرمزم يا آبي؟
اگرچه به نظر ميرسد او در دورهاي كه در دانشگاه شريف درس ميخوانده پرسپوليسي بوده و آنها که از نزدیک می شناسندش می دانند که زمانی پرسپولیسی تیری بوده است ولي امروز اصلا حاضر نيست به طرف خاصي متمايل شود؛ «واقعا اينجا فضا اينقدر باز نيست كه يه گزارشگر بگه من قلبا طرفدار كدوم تيم هستم. اينجا فوتبال دوقطبي است. بگي قرمزم يا آبي، نصف مملكت با تو بد ميشن. البته الان ديگه اصلا برام فرقي نميكنه. الان واقعا بيطرفم. گزارشگر، يه ذره به يك تيم گرايش داشته باشه، تو كارش تاثير ميذاره». اما اين مورد اصلا شامل حال تيم ملي نميشود. نميتوان گفت كه او مثل يك تماشاگر ميتواند بهراحتي و به هر طريقي ابراز احساسات كند اما بيطرفي هم معنايي ندارد؛ «به هر حال در اين جور موارد، حتي استرس هم ايجاد ميشه. اگه بگم در مورد پيروزي يا باخت تيم ملي كشورم بياحساس و بيطرف هستم حتما دروغ گفتهام. مسلما ما بايد توي كار گزارش بيطرف باشيم ولي آن احساسي كه انسان در مورد كشور خودش داره، مانع اصلي كاره». سوتيهاي عادل
با اين حال، شايد اين مشكل اساسي فردوسيپور نباشد. بيشتر، از تندصحبتكردن عادل شاكي هستند تا اشتباهاتش. او هنوز هم با وجود اينكه بهتر از گذشته صحبت ميكند اما گاهي اوقات كنترل از دستش خارج ميشود؛ «از بچگي اينطور بودم. خيلي هم تمرين كردم و بازم دارم تمرين ميكنم كه اينطور نباشم ولي در كل، خيلي تند صحبت ميكنم». البته او هيچگاه هيچ تكنيك خاصي را براي گزارشكردن نياموخته است؛ «هنوز خيلي چيزهاست كه بايد ياد بگيرم، چون هيچ دوره خاصي نديدهايم و همه هنرمون چيزهاي ذاتي و بيشتر خلاقانه است. هيچ وقت به طور اصولي بهمون ياد داده نشده كه بايد چيكار كنيم و هيچ كلاس خاصي زير نظر مربيهاي داخلي و خارجي برامون نذاشتن». انتقاد نميشود او بارها چوب همين مساله را خورده است. 2فصل پيش علي پروين حسابي از خجالت عادل فردوسيپور درآمد و مسلما او تا مدتي سوژه داغ شعارهاي تماشاگران در ورزشگاه كارگران بود. امير قلعه نويي هم كم، آهن داغ انتقاد را روي تن او نگذاشته و حالا و در آخرين مورد، خداداد عزيزي – مرد هميشه شاكي فوتبال – پس از كسب نتيجه ناخوشايند ابومسلم برابر مس كرمان، چنان از اين گزارشگر تلويزيوني انتقاد كرد كه گويي او در تمامي بدبختيهاي ابومسلم نقش دارد. با اين حال، كمتر ديده ميشود كه او در برنامه تلويزيوني90 يا حتي گزارشهايش مصحلتانديشي پيشه كند: «خودم سعي ميكنم هر چيزي به ذهنم ميرسه بگم و تا جايي كه نترسم ميگم. بعضيها بهشون برميخوره. بعضيها چيزهاي ديگري مي گن و البته خودسانسوري هم هست».
اصلا فوتبال تمام زندگي منه». همسر عادل فردوسيپور شرايط را پذيرفته: «او كاملا پذيرفته كه قراره با كي زندگي كنه. من كار خودم رو ميكنم و برايم خيلي جديه. هر اتفاقي بيفته من بايد فوتبالم رو ببينم. همه هم ميدونن وقتي فوتبال ميبينم، نبايد كاري به كار من داشته باشن». فیلم دیدن من يكي از علاقهمنديهاي سابقش سينما بوده. البته الان تنها علاقهمندياش«90» و فوتبال است و بس. شايد هم ديگر حوصلهاش را ندارد كه به سينما برود؛ «نه ديگر! اصلا حوصلهاش رو ندارم. واقعا نميتونم بشينم پاي تلويزيون و يه فيلم رو تا آخر ببينم». كلاسهاي زبان عادل اغلب كارهاي ترجمهاي را خودش انجام ميدهد. زبانش آنقدر خوب بود كه در دورهاي در دانشگاه تدريس ميكرد و البته در كلاسهاي زبان. باورتان ميشود عادل فردوسيپور معلم زبانتان باشد؟ اما اگر دوست داشته باشيد بدانيد كلاسهاي زبان عادل چگونه ميگذرد، يك نفر برايتان زحمتش را كشيده: "تا حالا سر كلاسهاي عادل فردوسيپور رفتيد يا نه؟ خوب اگر نرفتيد، هيچ اشكالي نداره و چيز خاصي رو از دست نداديد؛ به جز يك سري اطلاعات فوتبالي." از اول جلسه كه پسرا ميپرسن استاد از فوتبال چه خبر و همين سوال كافيه كه عادلخان شروع كنه به سخنراني و يك مدت مديدي پشت سر اين بازيكن و اون تيم و اينا بگه و اطلاعات رو كنه. خلاصه بعد از همه اين حوادث، جناب عادلخان شروع ميكنن به انگليسيصحبتكردن و درسدادن كه خب صد البته طرز حرف زدنش اصلا به انگليسي حرف زدن نميخوره ولي جدا از اينها، آدم ذاتا مهربونيه؛ مثلا بعد از كلاس با دقت ميشينه به همه سوالا جواب ميده...». خودش هم در مورد كلاسهاي زبانش ميگويد: «بالطبع حرفهايي پيش ميياد ولي اصولا از يك ساعت و نيم زمان كلاس فقط ده تا پانزده دقيقه!». زندگي بدون فوتبال
سال سوم دانشگاه تصميم گرفت به علاقهمندياش يعني كار خبري بيشتر بپردازد. به دفتر روزنامه ابرار ورزشي رفت: «من علاقه دارم كار كنم؛ مطلب بنويسم». اردشير لارودي سردبير آنوقت ابرار ورزشي از او در مورد حيطه كارياش پرسيد: «ترجمه»! يك متن داد دستش و خداحافظي كرد؛ «فردا صبح اول وقت رفتم دفتر روزنامه. كارم رو تحويل دادم و بعد از چند روز كارم رو شروع كردم». سال 1372 بود. او كارش را شروع كرد. اما بيشك بزرگترين علاقهمندياش حضــــــــور در صداوسيما بود. او به قول خودش «n»دفعه تست داد و در نهايت قبول شد؛ «اوايل هم مثبت بود اما ميگفتن صدات جوونه؛ پخته نيست. آخرين باري كه تست دادم، اواخر سال1373 بود». او در تست قبول شد و كار روزنامه را رها كرد و رفت. رفت که رفت...گرچه که الان هنوز هم هر از گاهی کار مطبوعاتی را انجام می دهد...
|
__._,_.___
http://groups.yahoo.com/group/EsteghlalBlue
http://groups.yahoo.com/group/IranSoccer
http://groups.yahoo.com/group/Marshal-Modern-Group
http://www.iransoccer.ir
http://www.IRANSoccer.Ir
Change settings via the Web (Yahoo! ID required)
Change settings via email: Switch delivery to Daily Digest | Switch to Fully Featured
Visit Your Group | Yahoo! Groups Terms of Use | Unsubscribe
__,_._,___
No comments:
Post a Comment